"درخواستی"
"درخواستی"
از اتاق رئیس بیرون اومدند.
دختر اهی کشید و گفت
+به رئیس بگو یکی دیگه رو برای این پروژه انتخاب کنه.
همینطور که سرش توی گوشی بود جواب داد
_خودت بگو
با لحن تندی جواب داد
+چرا همیشه من بگم؟
پسر نگاهش کرد و گفت
_و چرا همیشه من بگم؟
منشی با این بحث مسخره ای که بینشون بود لبخند کوچکی زد...عین دوتا بچه ۵ساله داشتن بحث میکردن.
دختر برگشت سمت دفتر رئیس اما منشی جلوشو گرفت
●رئیس گفتند کسی حق ورود نداره
با حرص چشماشو چرخوند و برگشت و به سمت اتاق پروژه رفت.
پسر هم همراهش رفت و در رو باز کرد و هردو باهم وارد اتاق شدن.
تعجب اور بود، داخل اتاق فقط یک میز و دو صندلی و یک لپ تاپ وجود داشت.
دختر با کمی نگاه کردن به این وضعیت گفت
+من این سمت میشینم
_چه فرقی داره
و رفت همون جایی که دختر انتخاب کرده بود نشست
+داری لجبازی میکنی؟
اهمیتی نداد و گفت
_نه، فقط اینجا نورش بهتره.
هوفی کشید و لپ تاپو روشن کرد
روی صفحه فقط سه خط نوشته شده بود
"مهلت تحویل:۱۴ روز"
"این پروژه باید دونفره ارائه بشه"
"شکست قابل قبول نیست"
هردو همزمان زیر لب گفتند
_+عالی شد...
ادامه دارد.....
از اتاق رئیس بیرون اومدند.
دختر اهی کشید و گفت
+به رئیس بگو یکی دیگه رو برای این پروژه انتخاب کنه.
همینطور که سرش توی گوشی بود جواب داد
_خودت بگو
با لحن تندی جواب داد
+چرا همیشه من بگم؟
پسر نگاهش کرد و گفت
_و چرا همیشه من بگم؟
منشی با این بحث مسخره ای که بینشون بود لبخند کوچکی زد...عین دوتا بچه ۵ساله داشتن بحث میکردن.
دختر برگشت سمت دفتر رئیس اما منشی جلوشو گرفت
●رئیس گفتند کسی حق ورود نداره
با حرص چشماشو چرخوند و برگشت و به سمت اتاق پروژه رفت.
پسر هم همراهش رفت و در رو باز کرد و هردو باهم وارد اتاق شدن.
تعجب اور بود، داخل اتاق فقط یک میز و دو صندلی و یک لپ تاپ وجود داشت.
دختر با کمی نگاه کردن به این وضعیت گفت
+من این سمت میشینم
_چه فرقی داره
و رفت همون جایی که دختر انتخاب کرده بود نشست
+داری لجبازی میکنی؟
اهمیتی نداد و گفت
_نه، فقط اینجا نورش بهتره.
هوفی کشید و لپ تاپو روشن کرد
روی صفحه فقط سه خط نوشته شده بود
"مهلت تحویل:۱۴ روز"
"این پروژه باید دونفره ارائه بشه"
"شکست قابل قبول نیست"
هردو همزمان زیر لب گفتند
_+عالی شد...
ادامه دارد.....
- ۹۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط