:)
:)
دقیقا 3 ساعت و 30 دقیقه پیش یادم رفت تا الان...
اینکه:
نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
همیشه عاشق این شعر بودم و بهش اعتقاد داشتم و دارم
ولی تقریبا سه ساعت پیش اتفاقی افتاد که یادم رفت
تا اینکه فکر کردم و بعدش زدم زیر گریه و الان یه 20 دقیقه ای هس یادم اومده
دیگه گریه نمیکنم
پست های غمگین هم نمیزارم مث این چن تای قبل
ولی پاکشون هم نمیکنم اون پست هارو تا یادم بمونه که هر چی که شد و هر کی که رفت و هر اتفاقی که افتاد،هر اتفاقی!
یادم باشه که خدا اون بالا هوامو داره...
دوست دارم خدا جونم...خدایا...چاکرتممم...
دقیقا 3 ساعت و 30 دقیقه پیش یادم رفت تا الان...
اینکه:
نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
همیشه عاشق این شعر بودم و بهش اعتقاد داشتم و دارم
ولی تقریبا سه ساعت پیش اتفاقی افتاد که یادم رفت
تا اینکه فکر کردم و بعدش زدم زیر گریه و الان یه 20 دقیقه ای هس یادم اومده
دیگه گریه نمیکنم
پست های غمگین هم نمیزارم مث این چن تای قبل
ولی پاکشون هم نمیکنم اون پست هارو تا یادم بمونه که هر چی که شد و هر کی که رفت و هر اتفاقی که افتاد،هر اتفاقی!
یادم باشه که خدا اون بالا هوامو داره...
دوست دارم خدا جونم...خدایا...چاکرتممم...
- ۲.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (-۱)