{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اے ڪاش ...!!!

اے ڪاش ...!!!
خیابانے را
براے روز مبادا ؛
نگہ داشتہ بودم!
چہ مے دانستم
تو میروے
و من مے مانم
با شهرے پر از
خیابان هاے لبریز از خاطره
دیدگاه ها (۱)

گاهی دلت از سن و سالت میگیرد میخواهی کودک باشی،کودکی که به...

روز و شبپیش همه روی لبم لبخند استتا حواس احدیجمع به بغضم نشو...

چاوشی خواند: کجایی عزیزم؟پژواکش پیچید در دلم...غرورم را شکست...

بی رحمی را بلد نیستم...اما حواست را جمع کن!استعدادم در یادگی...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

خداحافظ 1405/6/11بر دلخوشی من SKخدا حافظ روز ها...

قصه تلخ از عشق

عاشقانه های شبنم

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی ۹ یا ۱۲ ساله بودم، گاهی با خ...

از دیوارنگاره انقلاب تا بیت النور

زمان فقط آدم‌ها را می‌برد و خاطره‌هایشان را جا می‌گذارد. و چ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط