{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگ

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر نمی‌شود ما هر دو، در شهری زندگی می‌کنیم که خیابان‌هایش به هیچ‌کجا نمی‌رسند، مگر به خاطراتی که دست‌نیافتنی‌اند. تو رفته‌ای و من، هنوز هر شب برای جایِ خالی‌ات، چای دم می‌کنم.
دیدگاه ها (۰)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

* «به اندازه‌ی تمام کیلومترهایی که ما رو از هم جدا کرده، د...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

✲ شاید تلخ‌ترین جنگ ، جنگی باشه که دیگه دشمنی جز خودت نداشته...

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

......//برده ی زیبا//......

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط