Part: Last
Part: Last
The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)
نه نباید این اتفاق بیوفته، یعنی اون عاقشم بوده!
نه ممکن نیست....!
این بوسه خونین برای ما نیست.....
از درد گاز گرفتنش چهره در هم میکشم......
سینش رو میفشارم تا رهام کنه ولی خیلی طول کشیده پیوند ما انجام شده!
وقتی ولم میکنه، پیشونیشو میچسبونه رو پیشونیم!
گفتم:
خیلی، کثافتی!
گفت:
حاضرم باشم ولی کناره تو آدمه کثافتی باشم، از لقبه جدیدم خوشم اومد!
گفتم:
الان واقعا من باید عشق رو به جای پیروزی انتخاب کنم؟!
گفت:
بله!
گفتم:
تو منو دوست داری یا داری گولم میزنی؟!
گفتم:
تو دروغ رو میتونی حس کنی؟!
حسش کردی؟!
گفتم:
نه...نه...
تو منو....دوست داری....
گفت:
اوهوم......
بوسیدمش و گفتم:
باشه میپذیرمش!
لبخندی زد و در نتیجه عشق رو به پیروزی ترجیح دادم!
The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)
نه نباید این اتفاق بیوفته، یعنی اون عاقشم بوده!
نه ممکن نیست....!
این بوسه خونین برای ما نیست.....
از درد گاز گرفتنش چهره در هم میکشم......
سینش رو میفشارم تا رهام کنه ولی خیلی طول کشیده پیوند ما انجام شده!
وقتی ولم میکنه، پیشونیشو میچسبونه رو پیشونیم!
گفتم:
خیلی، کثافتی!
گفت:
حاضرم باشم ولی کناره تو آدمه کثافتی باشم، از لقبه جدیدم خوشم اومد!
گفتم:
الان واقعا من باید عشق رو به جای پیروزی انتخاب کنم؟!
گفت:
بله!
گفتم:
تو منو دوست داری یا داری گولم میزنی؟!
گفتم:
تو دروغ رو میتونی حس کنی؟!
حسش کردی؟!
گفتم:
نه...نه...
تو منو....دوست داری....
گفت:
اوهوم......
بوسیدمش و گفتم:
باشه میپذیرمش!
لبخندی زد و در نتیجه عشق رو به پیروزی ترجیح دادم!
- ۸۱
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط