{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان،

در گذرگاه زمان،
خیمه شب بازیِ دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد،
عشق ها می میرند، رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند!
"مهدی اخوان ثالث"
دیدگاه ها (۱)

حسرت واقعی را آن روز می خوری که می بینی به اندازه سن و سالت ...

و چه انتظار بزرگی استاینکه بدانیپشت هر “دوستت دارم”چقدر دوست...

لبخند بیش از چند لحظه دوام ندارداما خاطره ی آن جاودانی است••...

سلامتی کسی که اونقدر بیاد شیمکه اگه به یاد خدا بودیم نصف بهش...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

رقص سایه‌ها | پارت نهم: «دست‌هایِ نامرئی در میانِ طوفان»چند ...

*🕊️دیگر زمان زمانه مجنون نیستفرهاد در بیستون مراد نمی جویدزی...

🧁 پارت بیست و چهارم (پایانی) | شیرین‌ترین پایانیک سال بعد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط