دیگه دلم نه پول میخواد...
دیگه دلم نه پول میخواد...
نه آغوش...
نه مهمونی...
نه حتی آینده...
دلم بچگیمو میخواد...
پاهای شنی...
دستای کاکائویی...
دلم میخوادوقتی بلال میخورم...
کل صورتم زغالی شه...
100 بار یه سرسره ی 1 متری رو برم...
بازم خسته نشم...
بستنی و پفک و لواشک رو باهم بخورم...
سرچیزای مسخره اینقد بخندم بیوفتم کف اتاق
مثل بچگیام بوی سیگار حالمو بد کنه...
آدامس بچسبونم زیر میز کلاسا...
عیدیامو بریزم تو اون قلک...
دلم میخواد بازم رو دیوار نقاشی بکشم...
راه مورچه ها رو ببندم...
دلم میخواد وقتی گریه میکنم...
مادرم اشکمو پاک کنه نه پیرهن تنم....
دلم میخواد شبا تو خواب غلت بزنم...
جای اینکه حرف بزنم...
1000 تومن تو جیبم باشه اما دلم خوش باشه...
از شاخه درختا بالا برم...
غروبای بعضی روزا فقط منتظر "آنشرلی" باشم
ولم کنی تا صبح تو شهر بازی بمونم...
بابام که نماز میخونه برم جلوش اینقد...
ادا در بیارم تا بخنده...
نمازشو بشکنه و بعدش فرار کنم...
بزرگترین اشتباهم این بود...
که آرزو کردم بزرگ شم...
دنیای بزرگا خیلی سرد و تنهاست خیلى...
نه آغوش...
نه مهمونی...
نه حتی آینده...
دلم بچگیمو میخواد...
پاهای شنی...
دستای کاکائویی...
دلم میخوادوقتی بلال میخورم...
کل صورتم زغالی شه...
100 بار یه سرسره ی 1 متری رو برم...
بازم خسته نشم...
بستنی و پفک و لواشک رو باهم بخورم...
سرچیزای مسخره اینقد بخندم بیوفتم کف اتاق
مثل بچگیام بوی سیگار حالمو بد کنه...
آدامس بچسبونم زیر میز کلاسا...
عیدیامو بریزم تو اون قلک...
دلم میخواد بازم رو دیوار نقاشی بکشم...
راه مورچه ها رو ببندم...
دلم میخواد وقتی گریه میکنم...
مادرم اشکمو پاک کنه نه پیرهن تنم....
دلم میخواد شبا تو خواب غلت بزنم...
جای اینکه حرف بزنم...
1000 تومن تو جیبم باشه اما دلم خوش باشه...
از شاخه درختا بالا برم...
غروبای بعضی روزا فقط منتظر "آنشرلی" باشم
ولم کنی تا صبح تو شهر بازی بمونم...
بابام که نماز میخونه برم جلوش اینقد...
ادا در بیارم تا بخنده...
نمازشو بشکنه و بعدش فرار کنم...
بزرگترین اشتباهم این بود...
که آرزو کردم بزرگ شم...
دنیای بزرگا خیلی سرد و تنهاست خیلى...
- ۲.۱k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط