{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پا در جهان گذاشتم

وقتی پا در جهان گذاشتم

مادرم درد کشید پدرم خندید

اما من گریه میکردم چون از خدا جدا شدم

به خدا گفتم بگذار پیشت بمان،م چرا نشد؟

آخه دنیا را دوست ندارم …
دیدگاه ها (۲)

رمان دخت من

پارت ۴

💗🤍

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

my neighbour's friend:part7ویو یونگی:وقتی خواستم به اون جنده...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط