{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در کلبه ی تنهایی خویش/ عکس روی تو مرا ابری کرد

باز در کلبه ی تنهایی خویش/ عکس روی تو مرا ابری کرد
عکس تو خنده به لب داشت ،ولی/ اشک چشمان مرا جاری کرد
دیدگاه ها (۱)

دست بہ صورتم نزن ...مے ترسم بیفتد ...نقاب خندانی ڪہ...بر چهر...

تو مرا یاد کنی یا نکنیباورت گر بشود، گر نشودحرفی نیست؛اما......

نخل خرما و تو و این دلبری ای وای منموی خودکردی نهان درروسری ...

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪﺧﻨﺪﯾﺪﻡﻭ ﻫﻤـــﻪ ﺁﺩﻡ ﻫــــــﺎ ﺭ...

اشک من جاری شد… جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو … ع...

موسیقی

فراتر از خویش

خنده های تو مرا باز از این فاصله کُشت .💕طنز:😂

دو قطب مخالف💙🧡پارت دوازدهم✨️💫# قسمت ۱۲: «شب اول اردو» 🔥❄️**ص...

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان تواممثل یک کلبه ی ویران شده ویرا...

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان تواممثل یک کلبه ی قشنگ وسط جنگل ...

روزی که فلک از تو دور ساخت مراکسی با لب پر خنده ندیده است مر...

عاشقانه های شبنم

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط