{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچه های این شهر را عبور میکنم

کوچه های این شهر را عبور میکنم
چیزی تا خانه نمانده است
سر به زیر می روم و گاهی که شلوغ می شود راه
چادرم را تنگ تر می گیرم
غرق اندیشه ام؛ حتی لابلای این هیاهوی همیشگی شهر
سایه ی چادرم روی زمین پیش تر از من می رود و
با چشمانم خیره نگاهش میکنم.
لبخند آرامی به لب دارم و با خودم مرور میکنم..
" که من
...شبیه زهرا (س) شدنم اتفاقی نبود "
دیدگاه ها (۳)

لفظ قلم حرف میزنند و تریبون می ربایند صورت می تراشند و شیک م...

از خاطره ی چادری شدنش تعریف میکرد میگفت: رمضان نزدیک بود، خو...

« به آن ها که در آرزوی به باد سپردن گیسوانشان به سر می برند ...

ツ

حالی به باغ نیست

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

فاصله یک لبخند تا جنون

عاشقانه های شبنم

...My evil angel...پارت¹²🪽🔥 فصل دومنقشه‌ی پری سرنوشت...صدای ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

دید پنهان انفجار اشکار

سناریو تهیونگ

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط