{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب که باران آمد…

دیشب که باران آمد…

مےخواستم سراغت را بگیرم …

اما خوب مےدانستم این بار هم که پیدایت کنم،

باز زیر چتر دیگرانے...
دیدگاه ها (۴)

↯ بعــــــــــــضیـــا ↯ •● مـــــثـــه شـــــــــــله زرد م...

خسته نباشی سرنوشت!!!روزها یکی پس از دیگری به پایانمی رسند......

دلم بدجور درد می کند .... یادش بخیر کوچکتر که بودم ، مادرم م...

دردیعنی اوهست..امانه برای من..:(

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

☆منم ادامش دادم☆☆میخواستم از صاحبش اجازه بگیرم پیجش خصوصی بو...

🍁پاییز نزدیک است💛صدای خش خش🍁برگها....💛بوی مهر،عطرتلخ یار،،🍁ل...

قسمت هشت

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

عاشقانه های شبنم

سلاممممممم بچه هاییی گلممممم خوب هستین؟ بچه ها میخواسام یه چ...

رمان تهیونگ و جنی

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط