{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی جیمین

درخواستی جیمین
موضوع : اسلاید دوم

پارت اول


دختر بودن توی دنیای K-pop آسون نبود. مخصوصاً اگه بخوای آرایشگر یه گروه بشی که میلیون‌ها چشم دائم روشونه. ولی ا.ت فرق داشت. اون نه فقط استعداد داشت، نه فقط سلیقه، بلکه یه انرژی خاص توی لبخندش بود. یه چیز نادیدنی که آدما رو آروم می‌کرد.


وقتی ایمیل تأییدیه از شرکت BigHit براش اومد، باورش نمی‌شد.
قرار بود به‌عنوان گریمور، برای تور آسیایی BTS همراهشون باشه. توی قرارداد نوشته بودن:
"هیچ ارتباط شخصی با اعضای گروه نباید شکل بگیره."

اما آخه... مگه میشه جلوی قلبو گرفت؟



***



بار اولی که دیدش، جیمین فقط یه آیدل نبود. یه پسر بود با چشم‌هایی که از خستگی برق‌شون کم شده بود، ولی تهش یه چیزی می‌درخشید...
یه غم آشنا.


ا.ت بهش گفت:
— «می‌خوای بهت بگم چی بهت بیشتر میاد؟»

جیمین با خنده خسته‌ای گفت:
— «چی؟»

— «لبخندت.»

اون روز جرقه خورد.

تو پشت صحنه، توی اتاق‌های نیمه‌تاریک هتل، توی تاکسی‌هایی که بی‌صدا از فرودگاه رد می‌شدن… کم‌کم بین‌شون یه چیزی شکل گرفت.
نه یه رابطه رسمی.
نه یه داستان کلیشه‌ای.
بلکه یه اتصال خاموش. یه خنده بی‌صدا.
یه "چشم‌تو‌چشم" که هزار تا جمله توش جا می‌شد.


***


اما دنیا بی‌رحمه. مخصوصاً وقتی تو عاشق یه ستاره‌ای که هنوز تو مسیرشه.

وقتی مدیر گروه متوجه شد، فقط یه جمله گفت:
— «اگه می‌خوای آینده‌شو نابود کنی، ادامه بده. ولی اگه واقعاً دوستش داری، برو.»

و ا.ت رفت.
بی‌هیچ خداحافظی.
فقط یه نامه گذاشت پشت آینه گریم:

"تو باید بدرخشی، حتی اگه من نباشم که برق چشماتو ببینم..."

و رفت.
محکم.
ولی تو دلش، یه چیزی شکست که دیگه هیچ‌وقت کامل نشد.


ادامه دارد ......
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم ( اخر ) ده سال گذشت.ده سال بی‌خنده.جیمین 29 سالش شد...

چندپارتی درخواستی شوگاموضوع : اسلاید دوم (میشه یه چند پارتی ...

پارت سوم ( اخر )اون تلاش کرد.دوباره.آهنگی برات نوشت.دعوتت کر...

پارت دوم اما این آخر قصه نبود.شاید برای کوک همه چیز یه لحظه ...

پارت ۴ عمو های من مافیان

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

پارت :معرفی فیک عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط