{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۲۳
ویو جونگ کوک

سال ها طول کشید تا کار میکاپ آرتیست تموم بشه..
دهنم..سرویس شد..
رو به جونگهی گفتم..

کوک: کی میریم..
نگاهی به ساعتش کرد و گفت..
جونگهی: دقیقا سی ثانیه پیش همین سوال رو پرسیدی..
کوک: خب جوابت چیه؟
جونگهی: چی گفته بودم؟
کوک:باشه..دهنمو میبندم..
جونگهی: آفرین..
بعد نیم ساعت جونگهی منو با ماشین فرستاد دم آرایشگاه عروس..

.................

چهل دقیقه ای میشه اینجا وایسادم..
دیگه داشتم کلافه میشدم که دیدم..
ا.ت با لباس عروسش اومد..
خب زبانم برای توصیف زیبایش بند اومده بود..

کوک: ز..زیبا شدین بانو..
ا.ت: تو هم همینطور مستر..

به سمت کاخ حرکت کردیم..
وقتی رسیدیم..
ادامه دارد..

نباتام میدونم کمه اما درک کنید امتحان دارم..
من همیشه پارت ها رو طولانی میزارم..اما امروز واقعا وقت ندارم..
امیدوارم درک کنید و همینطور حمایت..لباس عروس ا.ت و لباس دامادی کوک..لباس جونگهی..لیا..جیمین و تهیونگ هم میزارم..
دوستون دارم..
دیدگاه ها (۸)

پسرِ آدمیزادپارت.۲۴ویو نویسنده(داخل ماشین.تو راه)کوک: خوشگل ...

پسرِ آدمیزادپارت.،۲۵ویو جونگ کوکخون با درد از دستم جاری شد.....

پسرِ آدمیزادپارت.۲۲ویو جونگ کوکمنو جونگهی داشتیم حرف میزدیم ...

پسرِ آدمیزادپارت.۲۱ویو جونگ کوکبا حس سنگینی روی خودم و نوری ...

طراح عشق

خب بچه ها فیک جدید داریماسم: دنیایی خطرناکشخصیت ها جونگ کوک،...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط