{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان تمام نازهای نکشیده ام،

جان تمام نازهای نکشیده ام،
به لب می رسد و دل می گیرد.....
در گیر و دار بغض های کودکانه ام که,
حالا با جای خالی کسی روی هم ریخته که,
سایه اش را بالای سرم،
همیشه به رخ آرزوهای محالم می کشید.....

تو نیستی، بی آنکه حواست باشد....
این آغوش ها اعتبار کافی,
برای سانسور بغض های خفه شده گلویم را ندارند.....
که نعش خستگی هایم جز بازوان تو,
با هیچ کس حرف مشترک نداشت و نخواهد داشت....

نه تو از یاد نمی روی....
نه این جای خالی ات، که زوق زوق می کند....
زیر پوست بی کسی هایم.....
و نه هیچ چیز دیگر
نمی تواند نبود تو را به من ثابت کند....
حتی حسرت کشیدن های اطلسی های کنار پنجره,
که در آرزوی عوض شدن خاک گلدان،
چشم به راه تو....خشک شدند....

گاهی به خواب هایم سری بزن....
باور کن,
این بغض ها که از سو تفاهم های نبودن تو,
در دلم رزرو شده اند..،
به جای خاک خوردن از سر نشکستن,
آغوش پدری را می خواهند,
که سلام روزهای خوب را همیشه به من می رساند....
دیدگاه ها (۱۰)

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

مرزبان واقعی کیست؟یکی روی فرش‌های قرمز خارج از کشور، چشم روی...

مادر که می‌میرد..........، فقط مادر نمی‌میرد… یک تکه از خودت...

من براي اين نمي روم كه خوشبخت بشوممي روم خودم را فراموش كنم ...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

من حرف می زنم و دلم شعر می شود در واژه های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط