Part
Part :۳۲
بقیش معلومه
باورم نمیشه دارم این جور چیزا رو به کوک می گم خدااااا
×یعنی بعدش باهم خوابیدین
سرم رو پایین انداختم . و از خجالت نمی تونستم توی روش نگاه کنم که با پشت انگشتش گونم رو نواز شکرد و آروم گفت
×ا.ت واقعا ازت ممنون که اینو به من گفتی فقط یکم +۱۸ بود (تک خنده)
+یعنی ازم عصبانی نیستی ؟
×برای چی فقط یکم حسودی.....
+جانم ؟ تو .... تو حسودیت شد (خنده )
×ها چیی نه نه (با لحن کیوت و تعجب )
از روی مبل بلندشدم و دور میز می دویدم و کوک هم دنبالم .
+جئون جونگ کوک حسودی می کنه ها ...ه ا
×نه این طور نیست...
حرفامن با افتادنمون رو کاناپه و خیمه زدن کوک رو من نصفه موند ...
(ویو کوک)
توی این هفته من توی خونه ا.ت می موندم. یک اتاق جدا بهم داده بود . که باکلی جر و بحث فقط شبا پیش ا.ت می خوابیدم . ولی این دختر چطور تونسته دل منو بلرزاند و عاشقم کنه .
شرایط رسانه ها و سوال هایی که واقعا جوابشون واقعی بوده . این ها ذهن اعضا رو در گیر کرده .........و خودم .
.
.
بعد از دویدن دنبال ا.ت افتاد روی مبل و منم روش خیمه زدم .
دوباره همون حس . تپش قلب . نگاه کهکشانی که داره . صورت کیوتش . لپ ها سرخ شده . لب هایی که مره توت فرنگی میده .
×ا.ت (نفس زنان )
+....
×یک هفته گذشته و نزاشتی من رد سونجه عو*ضی رو پاک کنم .
×حیف نیست . که این لبای خوشگل برای کسی که فقط برای هوس می خواد کثیف بشه ؟
+مگه برای تو هوس نیست ؟
عصبیم کرد این بار . زبونم رو توی لپم فرو بردم و سرم رو پایین انداختم .
خرس از چشمای ا.ت می بارید هه اون قشنگ می دونه من چه جوری عصبی می شوم.
×اجازه هست ؟
چشماش رو بست و ..........
همانا نویسنده کامنتگذاران را دوست می دارد ✨️🫂
بقیش معلومه
باورم نمیشه دارم این جور چیزا رو به کوک می گم خدااااا
×یعنی بعدش باهم خوابیدین
سرم رو پایین انداختم . و از خجالت نمی تونستم توی روش نگاه کنم که با پشت انگشتش گونم رو نواز شکرد و آروم گفت
×ا.ت واقعا ازت ممنون که اینو به من گفتی فقط یکم +۱۸ بود (تک خنده)
+یعنی ازم عصبانی نیستی ؟
×برای چی فقط یکم حسودی.....
+جانم ؟ تو .... تو حسودیت شد (خنده )
×ها چیی نه نه (با لحن کیوت و تعجب )
از روی مبل بلندشدم و دور میز می دویدم و کوک هم دنبالم .
+جئون جونگ کوک حسودی می کنه ها ...ه ا
×نه این طور نیست...
حرفامن با افتادنمون رو کاناپه و خیمه زدن کوک رو من نصفه موند ...
(ویو کوک)
توی این هفته من توی خونه ا.ت می موندم. یک اتاق جدا بهم داده بود . که باکلی جر و بحث فقط شبا پیش ا.ت می خوابیدم . ولی این دختر چطور تونسته دل منو بلرزاند و عاشقم کنه .
شرایط رسانه ها و سوال هایی که واقعا جوابشون واقعی بوده . این ها ذهن اعضا رو در گیر کرده .........و خودم .
.
.
بعد از دویدن دنبال ا.ت افتاد روی مبل و منم روش خیمه زدم .
دوباره همون حس . تپش قلب . نگاه کهکشانی که داره . صورت کیوتش . لپ ها سرخ شده . لب هایی که مره توت فرنگی میده .
×ا.ت (نفس زنان )
+....
×یک هفته گذشته و نزاشتی من رد سونجه عو*ضی رو پاک کنم .
×حیف نیست . که این لبای خوشگل برای کسی که فقط برای هوس می خواد کثیف بشه ؟
+مگه برای تو هوس نیست ؟
عصبیم کرد این بار . زبونم رو توی لپم فرو بردم و سرم رو پایین انداختم .
خرس از چشمای ا.ت می بارید هه اون قشنگ می دونه من چه جوری عصبی می شوم.
×اجازه هست ؟
چشماش رو بست و ..........
همانا نویسنده کامنتگذاران را دوست می دارد ✨️🫂
- ۴.۷k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط