چشمهایم گرد و مشتهایم گره میشود و خود را کنترل میکنم تا آنها را ...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟿"

چشم‌هایم گرد و مشت‌هایم گره می‌شود و خود را کنترل می‌کنم تا آنها را در صورتش فرود نیاورم

نگاه‌های خیره‌ی مسافرین را روی خود احساس می‌کنم و دلم می‌خواد الا را از زمین محو کنم
اما الا سرخوش بدون توجه به واکنشام به سمت صندلی‌اش می‌رود و مشغول چیدن ساک‌هایش در باکس بالای سرش می‌شود

با اعصابی خراب و میگرنی عود کرده چمدانم را در باکس مخصوص شماره صندلی‌ام میگذارم و با حرص روی صندلی‌ام می‌نشینم

در مسافرت‌های قبلیمان همیشه در پرواز سرم را روی شانه‌ی ا.ت می‌ذاشتم و با آرامش به خواب می‌رفتم اما حالا دیگر ا.ت کنارم نبود که منبع آرامشم شود ...

چشم‌بند سیاه رنگ هواپیما را روی چشمانم میگذارم و طولی نمی‌کشد که بر اثر بی‌خوابی دیشب چشمانم گرم می‌شود و به خواب می‌روم

از پله‌های هواپیما پایین می‌روم که نسیم سرد هوا پوستم را می‌سوزاند

به سمت ایستگاه تاکسی فرودگاه حرکت میکنم که بازویم از پشت کشیده می‌شود

نگاهم را به الایی می‌دهم که دست‌هایش را بند زانوهایش کرده و نفس نفس می‌زند

صاف می‌ایستد و دلخور می‌گوید :

الا ــــ چرا منتظرم نموندی ته ؟

از شنیدن مخفف نامم از زبان او نفرت داشتم

به گونه‌ای که نمی‌توانستم جلوی پدیدار شدنش در چهره‌ام را بگیرم اما او انگار کور شده بود و نمی‌دید

لبخند زورکی به چهره‌ی محزونش می‌زنم و می‌گویم :

ــــ می‌خواستم تاکسی بگیرم تا تو این سرما معطل نمونی

گل از گلش می‌شکفت و لبخند گله گشادی تحویلم می‌دهد

"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
دیدگاه ها (۵)

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟶"ساده بود یا احمق ؟ یعنی شک نمی‌کرد...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟷""ا.ت ویو"سه روز گذشت سه روزی که رو...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟾"لیام ــــ با دوستم صحبت کردم تا تو...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟽"لحنش تند است اما بوی نگرانی دارد م...

black flower(p,246)

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط