ات ویو

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟷"

"ا.ت ویو"

سه روز گذشت

سه روزی که روزهایش را با تظاهر به خوشحال بودن و شب‌هایش را با غم و گریه سپری کرده بودم

به لیام نمی‌گفتم اما حالم افتضاح بود

حالت تهوع و دلپیچه و سردرد لحظه‌ای رهایم نمی‌کردند و بر خلاف دیگر زنان که در بارداری خوش خوراک می‌شدن نمی‌توانستم حتی از نزدیکی ظرف غذا رد شوم

این قضیه لیام را هم کلافه کرده بود و هر کاری می‌کرد لب به غذا نمی‌زدم

اما خب بلاخره گذشت و اولین روز کاری‌ام فرا رسید

از بچگی عاشق کتاب بودم و کار در کتابخانه برایم مثل رویا بود و حسابی برایش ذوق داشتم

این ذوق و شوقم لیام را نیز به وجد آورده بود و آن هم سر کیف آمده بود

حق هم داشت

پس از آن ا.ت افسرده دیدن این ا.ت ذوق‌زده برایش عجیب بود

آهسته در را باز میکنم که زنگوله‌ی طلای رنگ آویزان شده به سقف به صدا در می‌آید

فضای کتابخانه کلاسیک اس و حس آرامشبخشی را به وجودم تزریق می‌کند

سرخوش میان قفسه ها می‌چرخم و به اسم‌های آنها که با فونت های متفاوتی روی جلد آنها نوشته شده بودند دست می‌کشم

یکی از آنها را بیرون می‌کشم و دستی به روی آن می‌کشم

حتی بوی کتاب‌ها هم برایم لذت‌بخش بود

امکان نداشت چیزی راجب کتاب باشد و من از آن بیزار

کتاب را سر جایش می‌گذارم و شروع میکنم یکی یکی جلدهایشان را با دستمال توری فانتزی برق می‌اندازم

هرگز از این کار سیر نمی‌شدم

حاضر بودم هر روز این کار را انجام دهم

حق با لیام بود

من میخواستم با مشغول کردن خود تهیونگ را از یاد ببرم اما نمی‌دانم چرا هر کدام از کتاب ها طرح و موضوعی داشت که مرا یاد آن بی‌معرفت می‌انداخت ...

"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
دیدگاه ها (۳)

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟸""تهیونگ ویو""لی لیام ، فرزند ... ....

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟶"ساده بود یا احمق ؟ یعنی شک نمی‌کرد...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟿"چشم‌هایم گرد و مشت‌هایم گره می‌شود...

وسایل هامو جمع کردم و گذاشتم تو ساک و رفتم به صورتم یه آبی ز...

love Between the Tides¹⁷(چیکار کنم؟ اعتماد کنم؟) ا/ت: خانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط