{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Jongkookroman

Jongkook_roman
_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_
Part3

_ا/ت مستر جئون‌صدات میزنه، فکر کنم تو باید ببریش خونه چون اصلا حالش خوب نیست.

با صدای دوستت به خودت اومدی و برگشتی نگاش کردی.

_ها..باشه من..من میبرم
_حالت خوبه؟ چرا رنگت پریده؟

به زور لبخند زدی و کنارش رد شدی
_حالم خوبه چیزی نیست

به سمت کانکس رفتی و در رو باز کردی.

جونگ کوک سرشو بالا آورد و بهت نگاه کرد.
_آقای جئون، میخواید زنگ بزنم به راننده یا خودم ببرمتــ....

کوک از روی صندلی بلند شد و اومد سمتت تو رو چسبوند به در.

سرشو توی گردنت فرو کرد و محکم بغلت کرد.
_آ....جئون...
_ا/ت لطفا بزار همینطوری بمونم

ضربان قلبت تند و تندتر میزد. آروم دستاتو آوردی بالا و روی پشتش گذاشتی.

یکم بغلش کردی و سعی کردی آرومش کنی.
_من میبرمتون خونه تون

کوک رو بردی خونه و خودت هم رفتی پیش دوست مامانت که یه شمن بود.

کتاب رو گذاشتی رو میز.
شمن با تعجب به تو نگاه کرد.

_این کتاب رو از کجا آوردی؟

بهش نگاه کردی و موهات رو گوجه ای بستی
_امروز قرار بود از جونگ کوک عکاسی کنن توی معبد و یه جعبه اونجا بود و این توش بود که من برش داشتم

به کتاب نگاه کرد و برش داشت.
_طلسم های این کتاب خیلی قوی هستن، اگر یکی عملی بشه باطل کردنش خیلی سخته.

به کتاب نگاه کردی
_و فکر کنم من یکی رو عملی کردم...ولی نمیدونم کدومش رو عملیـــ...

_عشق
سرت رو بالا آوردی و بهش نگاه کردی
_چی؟
_طلسم عشق رو عملی کردی

با دستت لباست رو توی دستت فشار دادی
_چطوری؟ روی کی آخه عملی کردمـــ...
_طلسم عشق خیلی سریع و راحت عملی میشه و اگر طلسمی از این کتاب عملی بشه برگه ی طلسمش ناپدید میشه

کتاب رو گذاشت جلوت
_ببین...برگه ی طلسم عشق نیست

کتاب رو تند تند ورق زدی و دنبال طلسم عشق گشتی ولی نبود.

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱۲)

Jongkook_roman_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_Part4کتاب رو تند ...

Jongkook_roman_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_Part5*یک روز بعد*...

Jongkook_roman_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_Part2پوزخند زد و ...

Jongkook_roman_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_Part1تو استایلیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط