{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مال من باش

مال من باش
Part:3
رفتن توی حیاط عمارت

ـ می‌شنوم!
ـ تو چرا -
ـ بس کن!
ـ جونگ کوک من هنوز -
ـ گفتم بس کن!
ـ میخوای انتقام بگیری ها؟
ـ جدی جدی بس کن ، تو مثل خواهرمی..
ـ من مثل چیه توام؟
ـ خواهرم!
ـ پس اون بوسه ها و حرف ها..
ـ بسه دیگه ، همه چی تموم شد!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
"دو هفته بعد"
مامان لارا اومد.
ـ دخترم پاشو قراره با زن عموت بریم خرید ، اول میریم سینما.
ـ پ..پسرش که همراش نیست؟
ـ جونگ کوک ؟ نه اون نمیاد
ـ هوم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وقتی رسیدن سینما ، یه پسر قدبلند عضله ای با تیپ تمام مشکی کنار زن عمو نشسته بود...

لارا آروم دامن مامانشو چنگ زد و سرشو برد پشت کمرش..

ـ مگه نگفتی این اینجا نیست؟؟
ـ نمیدونستم.

جونگ کوک اومد..
ـ سلام...خواهر!(پوزخند)

اشک توی چشمای لارا جمع شد...

ـ خواهرم کوچولو چی شده هومم؟؟
ـ ببند دهنتو عوضی( آروم)
ـ ظاهرا صندلیت کنار منه کوچولو
ـ ن.. نمیخوام ، پیش مامانم می‌شینم..
ـ صندلی مامانامون دو ردیف جلوتره ، ما اینجاییم ( پوزخند) چیه؟ نکنه میترسی؟ من با « خواهر» کوچولوم چیکار دارم ، هوم؟
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا ویو

مردک گنده ، خواهر خواهر میکنی ها؟ قبلا بهم میگفتی عروسک ، عروس من ، خوشگلم ، عشقم ، خانمم...عوضی..اصلا لیاقت منو نداره...بره با هیونا جونش اصلا..
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وسطای فیلم بود که یه دونه از پفیلا های جونگ کوک افتاد روی دامن لارا...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۶)

من کدومَممم؟

مال من باشPart:2روز ها و ماه ها و سال ها گذشت و جونگ کوک ۱۸ ...

Boss Mafias Part:9ـ کسی ، اگه کسی جلو بیاد همینجا خونشو میری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط