{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p14
جونگکوک که تا حالا به این فکر میکرد که تصور مردم از تهیونگ نسبت به چیزی که روی کولشه چقدر متفاوت و آسیب پذیر تره صحبت کرد:« نیاز نیست همه دوستت باشن، می‌دونی که؟ »
تهیونگ چشم هاشو چرخوند:« این رو کسی بگه که از من بدش نمیاد! »
جونگکوک با لحن نرم تری جواب داد:« جدی؟ اما این چیزی که روی کولمه بامزه تر از چیزیه که مردم فکر میکنن! »
تهیونگ بدنش رو شل کرد:« فقط تویی که اینطوری فکر می‌کنی؛ اونم چون میخوای ساکتم کنی! »
جونگکوک با لحنی که نرم تر بود لب زد:« ولی من جدی گفتم. شاید دلیل اینکه اونا نمی‌دونن تو چقدر میتونی بامزه باشی اینه که اینطوری کولت نکردن! »
تهیونگ غر غر کرد و مشت ضعیفی به شونه ی جونگکوک زد:« هی، فکر نکن من به هرکسی افتخار میدم کولم کنه هااا! »
جونگکوک زیر لب آخی گفت:« هی، جایی که بهش ضربه زدی همونجاییه که اون پیری چنگش زد! »
تهیونگ که از کارش پشیمون شده بود لباس جونگکوک‌ رو پایین داد و به شونه‌اش نگاه کرد. جای چنگ آقای پارک روی شونه ی جونگکوک مونده بود.
تهیونگ اخم کرد:« اگر اون مرتیکه رو گیر نیارم.. »
جونگکوک تک خنده ی ریزی کرد:«نگرانِ جایِ چنگِ من نباش، بیشتر نگرانِ خودت باش که الان دیگه خیلی مستی و اگه این کار رو بکنی، دردسرش واسه جفتمون خیلی بیشتره.»
لب های تهیونگ چفت شد و دستش رو دور گردن جونگکوک حلقه کرد.
جونگکوک آهی کشید:« یعنی فردا این تهیونگه بامزه می‌ره و دوباره کیمه بد اخلاق و مغرور بر میگرده؟ میتونی نری؟»
تهیونگ سرشو بالا کشید و به گردن جونگکوک چسبوند و زمزمه کرد:« قول نمیدم.. »
جونگکوک با لحنی مصمم صحبت کرد:« میدونم، برای همین بهت همچین چیزی گفتم. »
تهیونگ دوباره زمزمه کرد:« باید به کیمه درونم بگم باهات مهربون تر باشه؟ هوم؟»
جونگکوک خندید:« اوه، این یکی جالب بود. فکر می‌کنی کیم گوش میکنه؟»
تهیونگ دستش رو دور گردن جونگکوک محکم تر کرد:« این چطوره؟ اگر کیم به حرفت گوش نکرد، دفعه ی بعدی که اومدم دعواش میکنم! خوبه؟»
جونگکوک خنده ی محوی کرد و سرشو پایین انداخت:« اوه، این یکی خیلی قانع کننده بود. من به جای کیم ترسیدم!»
تهیونگ هیچی نگفت.
جونگکوک ادامه داد:«حالا نظرت چیه برای تهیونگه مست یه اسم انتخاب کنیم؟ این می تونه کدمون باشه.. اینطوری هروقت برگشتی اسمت رو میپرسم و اگر لقبتو بگی مطمئن میشم تهیونگه مست برگشته.. »
تهیونگ پاهاش رو تکون داد:« آره. باحال به نظر میاد!»
جونگکوک پیشنهادش رو ارائه داد:« تهیونی چطوره؟»
تهیونگ به وضوح موافقت کرد.
جونگکوک ادامه داد:« پس هروقت برگشتی اسمت رو میپرسم، و تو بهم بگو تهیونی کوچولویی، باشه؟ باید مطمئن بشم کیم مغرور نیستی!»
دیدگاه ها (۵۷)

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p15۲۰ دقیقه بعد، توی خونه ...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p16تهیونگ با چشم هایی که ا...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p13جونگکوک دندون هاش رو به...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p12جونگکوک با حرکتی سریع گ...

ادامه پارت 138جونگکوک که تا اون لحظه شوکه از حرکت ناگهانی عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط