اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۶۸
(ویو جونگ کوک)
بعد از مدت نابی دیدم..... خیلی خوشگل تر شده بود....شاد بود...با ذوق برای
هیونگ سو تولد گرفته بود.‌....ولی دیگه من نمی بینه....دلم برای همه کارش
تنگ شده....برای حرفاش.... دعوا هاش با من..... شوخی کردنش ....غر زدنش
جونگ کوک: تولدت مبارک
هیونگ سو: ممنون.....خب بشینید منم ویسکی بیارم
نابی: من میارم
هیونگ سو: باشه
نابی رفت ویسکی بیار من هیونگ سو با هم نشسته بودیم و حرف می زدیم که
اومد.... چندتا شیشه آورده بود
هیونگ سو: خب من بریزم
شروع کرد ریختن برای هر سه تا مون ‌‌.‌.‌...نابی لیوانش دستش بود ولی دهن
بهش نمی زد فقط با هیونگ سو حرف می زد ولی شروع کرد خوردن
۳ ساعت گذشته هیونگ سو مست بود سر جای خودش خوابید نابی هم بلند
شد و به سمت اتاقش رفت....اون سرحال تر بود منم هنوز می خوردم که دیگه
چیزی متوجه نشدم ......‌‌‌‌......
(ویو نابی)
بعد از چند مدت دیدنش عجیب بود ولی دلم می خواست اون لحظه محکم
بغلش کنم...... ولی نمی شد اون نامزد داره.... اونقدر خوردم ولی مستی برای
من غیر ممکن بود رفتم داخل اتاقم دوش گرفتم لباس عوض کردم روی تخت
دراز شدم لبتاب برداشتم و فیلم پلی کردم.....آخه خوابم نمی برد ... جونگ کوک
پایین پیش هیونگ سو بود...‌‌‌‌‌..داشتم فیلم می دیدم که صدای در اتاق اومد‌ ‌
نابی: بیا
وقتی در باز کرد جونگ کوک بود ولی مست اومد داخل
نابی: خوبی ‌
مست اومد جلو
جونگ کوک: دلم برات تنگ شده بود.....چرا بهم اهمیت نمی دی
لبتاب کنار گذاشتم رفتم کنارش تلو تلو می خورد
نابی: خوبی.....بهتره.. به هیونگ سو بگم برات دارو بگیره
دستاش دور کمرم انداخت
جونگ کوک: ................................
دیدگاه ها (۱)

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۶۹ (ویو نابی)دستاش د...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۷۰ (ویو جونگ کوک)به ...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۶۷(ویو نابی)نابی: ما...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۶۶(ویو جونگ کوک)دستش...

رمان عشق و نفرت پارت ۱۲خلاصه رفتیم خونه ی مامان جونگ کوک سان...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕عشق مافیاویو بورام یه نفر اومد دنبالم که ببرتم تو عمار...

P . 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط