{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسيار مي‌گذرد

بسيار مي‌گذرد
تا از خودت عبور مي‌كني
به دختران نوبالغ خيره مي‌شوي
و جايي
شايد
كنار شكسته‌هاي پنجره
ساده‌لوحي‌ات را
تشييع مي‌كني!
خيال مي‌‌كني نمي‌فهمم
يك م‍ُشت خورشيد
ريخته‌اي روي برفها
اصلا‌ً رد پاهايم را برمي‌دارم
مي‌برم بالاي ا‌ِورست

آبروي تو كه هيچ
خورشيد را مي‌برم!
دیدگاه ها (۱۹)

موسیقی کوردی بخش اول .....تاریخچهدر ویژه‌نامه موسیقیایی «فاس...

موسیقی کوردی بخش دوم ....تاریخچه موسیقی کردی در میان مردم کر...

هرگز از خدا نخواسته ام همه دنیا مال من باشد بلکه از خدا خاست...

مةرهةمي زام و قةراري د‍پ بريندارانة شةوخةپوةتي شيرين و جصذوا...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

پارت سوم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط