{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهاست

سالهاست

شناسنامه ام را

بادها ورق می زنند

وَ شمع های بودنم را

یک به یک

خاموش می کنند... من ولی همچنان

در صفحه ی دوم شناسنامه ام

با لباس سفید

منتظرت نشسته ام

منتظر تا بیایی

قبل از آنکه بادها

به صفحه ی سوّم بکشانند مرا
دیدگاه ها (۳)

چشمهایت بیماری ست که هر روزگریبان خیالم را می گیردو در بی کر...

آغوشت امن نخواهد بودبرای من گرم نخواهد بود برای من آغوشت هم...

مَــن زنَـــم...طبعیت مرا، انساندنیا مَـرا، زنو مَـذهب مرا ف...

از بَــــس مواظـــب بوده ام که کســــے را نَشکــنمبه خــودم ...

واژه واژهسطر سطرصفحه صفحهفصل فصلگیسوان من سفید می‌شوندهمچنان...

وطن فروشان بی ناموس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط