پیش از آنکه زمستان تمام شود
پیش از آنکه زمستان تمام شود
part: 5
روزها گذشتند و فاصله میانشان کمتر شد.
تهیونگ فهمیده بود که جونگکوک فقط پرانرژی نیست؛ او عمیقاً مهربان است.
و جونگکوک فهمیده بود که پشت سکوت تهیونگ، دل بزرگی پنهان شده.
یک عصر، وقتی تهیونگ در کلاس خالی نشسته بود و برگهها را تصحیح میکرد، جونگکوک آهسته در را باز کرد.
_ هنوز اینجایین؟
تهیونگ بدون بلند کردن سر جواب داد:
_ همانطور که میبینید.
جونگکوک خندید و کنار نیمکت جلویی نشست.
_ شما خیلی زیاد کار میکنین
تهیونگ گفت:
_ و شما خیلی زیاد سؤال میپرسین
_ من فقط نگران شدم
تهیونگ بالاخره سرش را بالا آورد.
_ برای من؟
جونگکوک چند لحظه نگاهش را دزدید.
_ آره… برای شما
آن سکوت کوتاه، بینشان سنگین شد.
بعد جونگکوک آرامتر گفت:
_ من از اول حس کردم شما با بقیه فرق دارین
تهیونگ با صدایی آهسته پرسید:
_ چه فرقی؟
جونگکوک لبخند محوی زد.
_ بقیه معمولاً وقتی خستهان، فقط خستهن. ولی شما وقتی خستهاین هم، یه جور غم قشنگ توی چشماتون دارین
تهیونگ نگاهش را از او دزدید.
_ این تعریفه یا تحلیل؟
_ هر دو
تهیونگ آهسته خندید.
_ شما زیادی دقیق نگاه میکنین، آقای جئون
جونگکوک با صدایی نرم گفت:
_ چون بعضی آدمها ارزش دقیق نگاه کردن دارن.
شرط: سه پارت آخر
لایک: 10
کامنت: 5
بازنشر: 7
part: 5
روزها گذشتند و فاصله میانشان کمتر شد.
تهیونگ فهمیده بود که جونگکوک فقط پرانرژی نیست؛ او عمیقاً مهربان است.
و جونگکوک فهمیده بود که پشت سکوت تهیونگ، دل بزرگی پنهان شده.
یک عصر، وقتی تهیونگ در کلاس خالی نشسته بود و برگهها را تصحیح میکرد، جونگکوک آهسته در را باز کرد.
_ هنوز اینجایین؟
تهیونگ بدون بلند کردن سر جواب داد:
_ همانطور که میبینید.
جونگکوک خندید و کنار نیمکت جلویی نشست.
_ شما خیلی زیاد کار میکنین
تهیونگ گفت:
_ و شما خیلی زیاد سؤال میپرسین
_ من فقط نگران شدم
تهیونگ بالاخره سرش را بالا آورد.
_ برای من؟
جونگکوک چند لحظه نگاهش را دزدید.
_ آره… برای شما
آن سکوت کوتاه، بینشان سنگین شد.
بعد جونگکوک آرامتر گفت:
_ من از اول حس کردم شما با بقیه فرق دارین
تهیونگ با صدایی آهسته پرسید:
_ چه فرقی؟
جونگکوک لبخند محوی زد.
_ بقیه معمولاً وقتی خستهان، فقط خستهن. ولی شما وقتی خستهاین هم، یه جور غم قشنگ توی چشماتون دارین
تهیونگ نگاهش را از او دزدید.
_ این تعریفه یا تحلیل؟
_ هر دو
تهیونگ آهسته خندید.
_ شما زیادی دقیق نگاه میکنین، آقای جئون
جونگکوک با صدایی نرم گفت:
_ چون بعضی آدمها ارزش دقیق نگاه کردن دارن.
شرط: سه پارت آخر
لایک: 10
کامنت: 5
بازنشر: 7
- ۱۸۵
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط