{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایـن روزهـا،

ایـن روزهـا،

بـا تـو،

بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،

حـرف دارم…

امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف،

دلـم تـنـگ اسـت،

فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو…

دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم…
دیدگاه ها (۱)

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

با این اینکه این روزها دل و دماغ خندین نیست،اما از صبح دارم ...

دلتنگم... مثل خیلی از روزهای زندگانی ام. این روزها هیچ کس شر...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

دلم تنگ شده است برای برادری که پشت هر نگاه و خنده اش،عشقی خا...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

من دیگر میلی به بازگشتِ تو ندارم؛اما حاضرم هر چیزی را بدهم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط