{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز رفته بودم سرکار.

دیروز رفته بودم سرکار.
تو مسیر یک پیرمرده پیاده میرفت سوار ماشینش کردم، برگشت گفت دست شما درد نکنه ما قدیما این مسیر رو با خر میرفتیم،
الان داریم با شما میریم...

نفهمیدم تشکر کرد!!؟؟؟
خاطره بود؟؟!!!
یا قصد تخریب مارو داشت؟؟!!!!
دیدگاه ها (۳)

واقعا هم چقد رعایت کردن خخخخ

فوق العادست

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part10پیادم کرد صندلی جلو و کامل دادش عقب خود...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...چمدونم و کنار کیف و وسا...

ستاره ی من (پارت۴)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

★彡   Part 19 彡★ تند تند موهام رو شونه زدم."زود باش دیگهه!""ا...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط