{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...

چمدونم و کنار کیف و وسایل گذاشتم
دستم و رو کمرم گذاشتم ، به شدت درد میکرد .
ماشینی جلو پامون پارک کرد؛ سرم و بالا آوردم .
با دیدن بابام پشت فرمون لبخندی زدم .
_سلامم باباییی .
بابا سرشو تکون داد و خندید .
از ماشینش پیاده شد و سمتم اومد چمدون رو داخل صندوق پشت ماشین گذاشت و پیشونیم و بوسید
_کوک کو؟!
لوس از بوسه ای که به پیشونیم زده بود جواب دادم
_رفته خوراکی برام بگیره .
بابا خندید و پشت فرمون نشست سوار ماشینش شدم
که بعد از خروج جمعیتی تونستم کوک رو ببینم .
_جونگکوکااااا .
سرش سمتم برگشت ، بعد به ماشین و پشت فرمون نگاه کرد
با دیدن بابام لبخندی زد و جلو اومد و دستشو دراز کرد .
_سلام پدرجون !
بابا خندید و دستش گرفت
_سلام پسرم . خوش اومدی .
کوک لبخندش عمق گرفت کنار بابام نشست ، و سمتم برگشت
بابا ماشینو روشن کرد ، کوک کیسه خریدا و خوراکی ها رو عقب جا داد .
_الان نخور عزیزم . بزار برسیم بعد !
دست به سینه تخس گفتم
_چرااا؟
بابا خنده ای کرد و سمت کوک برگشت .
_ تو خونه هم همینجوری دلبری میکنه؟!
کوک دستی به گردنش کشید و بی پروا گفت
_ پدرجون دست رو دلم نزار ، دلبری میکنه بعد میخوای نزدیکش بشی جیغ میزنه فرار میکنه .
صدای قهقهه بابا تو اتاقک ماشین پیچید ، بابا از تو آینه نگام کرد و گفت
_کار خوبی نمیکنی خوشگل بابا . فقط داری حریص ترش میکنی .
شونه ای بالا انداختم . جلوی در خونه وایستاد و با فشار دادن ریموت در در پارکینگ باز شد
ماشینو پارک کرد
_میگممم کههه من کیسه خوراکی هارو میبرم شما هم چمدونارو بیارین .
کیسه های خوراکی رو گرفتم که زمزمه زیرلب کوک و خنده ی بابا قاطی شد
_تخس توله ‌ .
در ورودی خونه رو باز کردم که بوی قرمه سبزی زیر بینیم پیچید جیغ خوشحالی زدم .
سمت آشپزخونه دودیم و با دیدن مامان پشت گاز سمتش رفتم و جیغ کشیدم
_مامانیییی
دیدگاه ها (۰)

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران و تو حالت بده . ...حرصی ش...

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

وقتی میرین خونه مادرش ولی مست میکنه.خنده ای کردو دستم و کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط