{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش را بخواهی

راستش را بخواهی

فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...

من هنوز چای می خورم ... قدم می زنم ....

.... هستم!

اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ....
دیدگاه ها (۴)

گفتم خدایا تواین دنیا یه ستاره هم تو آسمون ندارم!.......وحی ...

سلام دلتون بسوزه.من امروز با عشقم رفته بودم ددر.واسه همین تا...

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز می ...

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:۱- خوابیدن رو پای مامان وقتی ک...

جونگکوک هیچ واکنشی نشان نداد. انگار نه آوا را می‌دید و نه صد...

پارت ۱ ندیمه ی عمارتسلام من جونگ هستماز بچگی عاشق یه دختر ب...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۲: شب عروسیِ تلخشب عروسی بود. اما نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط