راستش را بخواهی
راستش را بخواهی
فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...
من هنوز چای می خورم ... قدم می زنم ....
.... هستم!
اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ....
فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...
من هنوز چای می خورم ... قدم می زنم ....
.... هستم!
اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ....
- ۸۰۴
- ۰۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط