{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محوی زیبایی او

محوی زیبایی او
پارت ۹

ویو تهیونگ
داشتم میرفتم پیش جین که درباره موضوعی ( باند مافیا ) باهاش صحبت کنم ( جین دست راست تهیونگه )
که سری کوچولو به سینم خورد رزا بود قلبم خیلی خیلی سریع میتپه این دختر با من چیکار کرده چرا هر وقت میبینمش نمیتونم از صورتش چشم بردارم

_ زیباست ( زیر لب )

+ چی ؟ چی میگی ؟

_ هیچی فسقلی

دلم میخواد لباشو بخورم ....چه شودددد روزی که دیگه نتونم جلوی خودمو بگیرم ....... گوشه لبش پاره شده ......چه کسی جرئت کرده بهش دست بزنه

_ چیشده ؟

+ چی ؟

_ لبت

+ اهان .....مهم نیست

_ اگه مهم نیست پس بگو

( اگه تشخیص دادید این دیالوگ از چه رمانیه خب یه راهنمایی کتابی هست و توی فضای مجازی نیست )

اگه بفهمم چه کسی به گل من دست زده استخون دستاش رو خورد میکنم

+ اخه .....نیلسو

اون نیلسو ی عوضی زندش بزارم یا نه ؟

_ من باید برم شب میبینمت فسقلی

+ من فسقلی نیستم

اخمی تو صورتش در اومد نتونستم جلوی لبخندم رو بگیرم دوتا دستم رو گذاشتم رو شونه هاش

_ باشه فسقلی

صورتش قشنگش داره از عصبانیت اتیش میگیره وای تهیونگ دیوونه درمیاد

+ اخرین بارت باشه

ازش رد شدم و رفتم پیش جین

پارت اسمات به زودی

لایک ۱۳
کامنت ۱۸
بازنشر ۱۰

❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۱۸)

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

🖤 پارت ۴۳ | «آخرین حرکت»ماشین با سرعت در جاده حرکت می‌کرد.لا...

جنگل نفرین شده پارت ۳

سناریووقتی دعوا میکنید دستش رو بلند میکنه که بزنه دستش رو می...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط