{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلَم هزار گره داشت

دلَم هزار گره داشت
همچو رشتهِ سَحر

ز سِحر چشم خوشَت
آن همه گره بگشاد....

#مولانا
دیدگاه ها (۲)

زهی صُبحی که او آید نِشیند بر سرِ بالینتو چشم از خواب بگشایی...

عَقل در چارهِ سودای تو بی چاره بماندوَقت آن است که دیوانه شَ...

مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدمآخر از فیض جنون قابل زنجیر ...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه ...

#شعر_قدیمی در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزدهمچو سرو این تن ...

ای آن‌که طبیب دردهای ماییاین درد ز حد رفت چه می‌فرماییدیوان ...

ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط