{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که عاشق نشدی درد نمی دانی چیست

تو که عاشق نشدی، درد نمی دانی چیست
آنچه غم با دل ما کرد نمی دانی چیست

شب به باران نزدی تا که سحر برگردی
چتربارانی و شبگرد نمی دانی چیست

کوه قبل از فورانش به خودش می لرزد
لرزه بر شانه ی یک مرد نمی دانی چیست

کنده ای بودم و تبدیل به تابوت شدم
آنچه قسمت سرم آورد نمی دانی چیست

از غمم هرچه بگویم تو نخواهی دانست
تو که عاشق نشدی درد نمی دانی چیست
دیدگاه ها (۶)

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامتاز دوست به‌خیر آمد و از ما ب...

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرا...

غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه توو من سکوت می کنم به احترام...

تاری از موی سرت کم بشود میمیرمأه گیسوی تو درهم بشود می میرم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط