{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
از دوست به‌خیر آمد و از ما به‌سلامت

حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش
با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت

از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق
خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت

طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسی
ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت
دیدگاه ها (۲)

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرا...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

تو که عاشق نشدی، درد نمی دانی چیستآنچه غم با دل ما کرد نمی د...

غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه توو من سکوت می کنم به احترام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط