{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرحله پنجم اعزاداری پارت 47

مرحله پنجم اعزاداری پارت 47

ـ کافیه
جونگ کوک ـ باشه
برگشتم سمتش که همو بوسیدم تو بدنش غرق شده بودم
بعد چند ثانیه جدا شدیم
جونگ کوک ـ بهتری؟
ـ اوهوم
جونگ کوک ـ اگه درد داشتی بگو باز خب؟
ـ باشع
ویو جونگ کوک
انگار یه بار سنگین از روم برداشته شد
ات سریع خوابش برد
فردا صبح
جونگ کوک
ساعت پنج صب از خواب بیدار شدم دوش دو دقه ای گرفتم لباس پوشیدم رفتم پایین درو یخچالو باز کردم تا درو بستم اجوما جلوی چشم ظاهر شد دو متر رفتم عقب
ـ وای ترسیدم
اجوما ـ خیر سرت مافیایی
ـ...
اجوما ـ این موقع چیکار داری تو اشپز خونه بیا برو بالا سر ات
ـ خوابه، بعدشم منم میخوام کمکت صبحونه درس کنم
اجوما ـ اووووه
ـ *لبخند انگا ای تازه دوماد*
اجوما ـ ولی به ی شرط
ـ چه شرطی؟
اجوما ـ که گند نزدی به اشپزخونه و تو کار من دخالت نکنی
ـ چشم
اجوما ـ افرین، خب امروز چهارشنبه س و برای صبحونه مربا ی توت فرنگی با نون تست، تخم مرغ سوسیس
ـ اوکی
اجوما ـ میتابه تو کمد دومه وردار بیا تا بت بگم چیکار کنی
مایتابه رو اوردم گذاشتم رو گاز
اجوما ـ به اندازه ی سر روغن، روغن بریز(هرکاری میگه کوک انجام میده)، زیر گازو روشن میکنی و شعله ش رو کم میکنی
ـ بعدش؟
اجوما ـ سوسیس هارو خورد کن به شکل دایره ای، و بعد با چنگال بزار گوشه های میتابه و همینطور وسطش
ـ خب انجام دادم
دیدگاه ها (۲)

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 48اجوما ـ حالا برو کنار میخوام تخ...

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 49ـ فک کنم هی سون رو میشناسی، اون...

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 46ویو جونگ کوکصب کردم تا قسمت انی...

مرحله پنجم اعزاداری پارت 45ـ ژاپنی بلدم، نیاز به زیر نویس ند...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 8 و اخرات: جونگ کوک من تو رو میخوام ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

شب تولدم پارت 50فصل دوم پارت 21دست اتو تو دستم گرفتم و روی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط