{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو

وقتی حواسشون نیست جلوی مامان بابات میبوسنت🗿🚬


نامی: مادر جان من میخواستم کتابمو بوس کنم اشتباهی ات رو بوس کردم
جین: همینه که هست بوسش کردم
شوگا: خودشو میزنه به خوابی👍😂
جیهوپ: عه وا مادر جان و پدر جان شما اینجا چیکار میکنین؟
جیمین: عههههه برین بیرون من با ات کار دارم
ته: به کارش ادامه میده🤌🏻🤝📿
کوک: پدر جان شما مگه با زنت از این کارا نکردی؟ اتم زنمه دوست داشتم😁
دیدگاه ها (۰)

#سناریو وقتی میگی خوابم نمیبرهنامجون: برو کتاب بخونجین: به ...

#سناریو وقتی بهش میگی دلم درد میکنهنامجون:*میره آشپز خونه و ...

#سناریو وقتی عضو هشتمی و فاصله ی سنیتون زیاده و اونا دو تو ک...

#سناریو_درخاستیوقتی پر*یودی داری بخاطر اینکه دایناسور ها نمی...

شب تولدم پارت 26ویو ات: مهمون ها به اتاق رفتن به همه لباس دا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ یونگی : باشه عزی...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط