{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنفشه طرّه مفتول خود گره میزد

بنفشه طرّه مفتول خود گره میزد
صبا حکایت زلف تو در میان انداخت



#حافظ
دیدگاه ها (۴)

سرو آزادم و از باد لجم میگیردتو مرا برده ای از یاد لجم میگیر...

بگذار بگویند دیوانه ام!پای آمدن تو در میان باشد،ضریح که هیچ،...

چروک های صورتم راکه ادامه دهیبه رفتنت می رسیبه زمستانی سختبه...

قول بده که خواهی آمداما هرگز نیا !اگر بیاییهمه چیز خراب می‌ش...

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..که بستگانِ کمندِ تو رستگ...

توی کوچه خلوت آدم می‌فروخت تو جمع حرف از اصالت میزد حکایت خی...

یارو داشت تو مسجد زنا می‌کردخادم مسجد اومد و تف انداخت تو صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط