{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی حسودی میکنه

وقتی حسودی میکنه
P¹
با جین توی کافه نشسته بودیم که دوستم هانول با دوست پسرش امد
براش دست تکون دادم*هانول *
&عه دختر توهم که اینجایی
*نمیخوای معرفی کنی *
&آها سوهیون ایشون هان سهو هستن دوست پسر بنده سوهو این خانم زیبایی که میبینی دوستمه کیم سوهیون
☆خوشبختم
*همچنین*
&راستی سلام سوکجین
*سلام *
*میگما هانول سلیقت خوبه ها خوش تیپ با شخصیت*
☆ممنون شما لطف دارید
مشغول حرف زدن بودیم که جین گفت
*سوهیون بریم خونه*
*باشه ... خوب بچه ها ما رفتیم از اشنایی باهات خوشحال شدم سوهو*
☆همچین
از کافه زدیم بیرون سوار ماشین شدیم توی راه هیچ کدممون کلام نکردیم
دیدگاه ها (۱)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔با کلا...

فیک : بین راندها

⁴⁶تهیونگ: فکر این رو نکن که من بهت نمره بدم ا/ت: تهیونگ... ت...

هردو رو انتخاب می‌کنم!P6جیهوپ: شما دوتا کی اینقدر صمیمی شدین...

🌸🥺🍀دفتر خاطرات من

ازدواج اجباریP⁶

اسم رمان: سایه عشق/فصل دوم

پارت اول بهترین شبمنو دوستم ملیکا میدونستیم که امشب شب آرزوه...

p38 🩸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط