پارت یک روزگاری غم: روزی روزگاری درون شهری به نام شادی
پارت یک روزگاری غم: روزی روزگاری درون شهری به نام شادی و امید غم به دنیا میاد مردمخوشحال بودن همه چی داشتن و هر روز جشن میگرفتن..
غم روز ها تویخونش توی تاریکی از پنجره به مردم نگاه می کرد و با خودش فکر می کرد چجوری انقد خوشحالن؟
بعد سال ها آفت اومد..محصولات از بین رفتن آب تا ی مدتی آلوده شد و بیشتر آدم ها مریض شدن حشرات اومدن و محصولات باغیمونده رو خوردن..
غم با خودش گفت الان یعنی ناراحتن؟؟نگرانن؟؟ترسیدن؟؟
غم روز ها تویخونش توی تاریکی از پنجره به مردم نگاه می کرد و با خودش فکر می کرد چجوری انقد خوشحالن؟
بعد سال ها آفت اومد..محصولات از بین رفتن آب تا ی مدتی آلوده شد و بیشتر آدم ها مریض شدن حشرات اومدن و محصولات باغیمونده رو خوردن..
غم با خودش گفت الان یعنی ناراحتن؟؟نگرانن؟؟ترسیدن؟؟
- ۳۲۳
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط