{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'''امیدتنهای تنهاشده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟

'''امیدتنهای تنهاشده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟
مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟
گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود
من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟
تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟
دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟
همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟
می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم
خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم'''
دیدگاه ها (۱)

بنشین چای بریزم که کمی مست شویمدلخوشم کرده همین پیش تو عیاشی...

خود را به خواب می زنی، وقتی صدایت می‌زنمگویی که با این حیله‌...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

ای تو با روح من از روز ازل یارترین کودک شعر مرا مهر تو غمخوا...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

🌙✨ قبل از اینکه امشب چشمانت را ببندی... ✨🌙یک نفس عمیق بکش......

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

پارت ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط