{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خود را به خواب می زنی، وقتی صدایت می‌زنم

خود را به خواب می زنی، وقتی صدایت می‌زنم

گویی که با این حیله‌ها، تنها رهایت می‌کنم؟!

هی پلک چشمت می‌پرد، مکر تو را لو می‌دهد!

چشمان خود را بسته‌ای، بیداری امّا ای صنم!

نیرنگ تو بیرنگ شد، در پیش چشم جان من

بس کن که من از روی تو، حاشا اگر دل برکنم

ای جان جان صبحدم، بیگانه‌ای با خواب و غم!

من شاد و بی‌خواب از توام، ای نور چشم روشنم

تنها رهایت کی کنم؟ تو با منی هر صبح و شب

آمیخته با عطر تو، هم جان و هم پیراهنم

از کار و بار و کسب خود، افتاده عقل بی‌نوا

چون برندارد عشق تو، یک لحظه دست از دامنم
دیدگاه ها (۱)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: به عنوان هم‌اتاقی 🛏️⚽---⚽ ای...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط