زنی را می شناختم
زنی را می شناختم
با قلبش عاشق شد
اما با منطقش ازدواج کرد
حال نانش خوب بود
حال تختخوابش هم
حال شعرهایی که میشنید عالی
و حال عاشقانه هایش هم...
فقط گاهی در آینه قدیه اتاقش
وقتی در زیباییش گم میشد
یک سوال مبهم اسیرش می کرد ؛
چه کسی مرا بیشتر دوست می داشت
آنکه آتش به اجاق خانه ام آورد
یا آنکه در آتش عشقم سوخت...
با قلبش عاشق شد
اما با منطقش ازدواج کرد
حال نانش خوب بود
حال تختخوابش هم
حال شعرهایی که میشنید عالی
و حال عاشقانه هایش هم...
فقط گاهی در آینه قدیه اتاقش
وقتی در زیباییش گم میشد
یک سوال مبهم اسیرش می کرد ؛
چه کسی مرا بیشتر دوست می داشت
آنکه آتش به اجاق خانه ام آورد
یا آنکه در آتش عشقم سوخت...
- ۱.۵k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط