اسم آیا نفرت ماندگار خواهد بود
اسم = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۴۴
(ویو جونگ کوک )= با تابش نور خورشید از پنجره از آغوش خواب دل کندم، تنم برهنه بود و نیلسو هم مانند من برهنه در آغوشم در خوابی عمیق بود.....
دیشب خیلی اذیتش کردم ، سرمو توی موهاش فرو کردم و بوی موهای ابریشم جنسش رو در ریه هایم نفس کشیدم.......
زیر گوشش لب زدم
_ببخشید فسقل من ، زیادی اذیتت کردم....
روی لاله ی گوشش بوسه ای زدم و گره دست هامو از دور کمرش باز کردم ، بلند شدم و وارد حموم شدم و حمومی درست حسابی گرفتم ، بیرون آمدم و باکسر پام کردم با همون مو و تن خیس وارد اشپز خونه شدم.
صبحونه ای مجلل و بی نظیر درست کردم ، روی میز شربت پرتقال ، نیمرو ، کورسان، و یه مسکل برا محض اعتیاد که اگر دلش میکرد بخوره چیده مان کردم....
صبحونه حاضر بود به اتاق رفتم و روی تخت نشستم...
_خانومم بلندشو آفتاب درآمده کوالا کوچولو برخیز...
هوم زیر لبی زمزمه کرد و آروم پلک هاشو باز کرد...
کمی بهم زل زد که یاده دیشب افتاد و هینی کشید ، پتو رو روی تنش انداخت
+ما دیشب؟
نتونست کامل بگه پتو رو از روی تنش کشیدم کنار و اخمی کردم ...
_ اوهوم...از من خجالت نکش بچه من شوهرتم میفهمی؟ تو زنمی لعنتی با زنم خوابیدم نه زن دیگه ای
چشمای اغواگر سبز ابیشو با نگاهی ترسیده بهم دوخت
+یعنی الان من زنتم؟اونم واقعی؟
پوزخندی زدم و دستمو روی گونش گذاشتم
_اوهوم زنمی ، زن جئون جونگ....جئون نیلسو..
خنده ای کرد
_میرم بیرون لباس بپوش بیاصبحونه
باشه ای گفت و بلند شد منم از اتاق رفتم بیرون، کمی بعد صدای قدم هایی با آخ گفتن های نیلسو از پله آمد یه زور و سختی خودشو به صندلی رسوند و نشست
_چرا اردکی راه میری زن؟
سعی کردم خودمو کنترل کنم که نخندم شاهکار خودم بود...
اخمی کرد و با بغضی سنگین لب زد
+به جان لنا اگه بخندی طلاقت میدم کاملا جدیم..
دنیا رو باش یه الف بچه تهدیدم میکنه
_ به جان خواهرم کسی نمیتونه چیزی که مال منو رو ازم بگیره....مخصوصا زنمو حتی خودت
+لعنتی....ممنون بابت صبحونه
خواهشی زمزمه کردم
_مسکن رو بخور برات خوبه
باشه ای گفت و خورد بعد از مدتی صبحونه تموم شد و میز رو جمع کردم و نیلسو رفت حمام توی این تایم ناهار رو از رستوران سفارش دادم....
امشب شب خیلی سختی برای نیلسو و تهیونگه.....
شرط=۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
اسلاید دو لباس خونگی نیلسو💃🐣
پارت ۴۴
(ویو جونگ کوک )= با تابش نور خورشید از پنجره از آغوش خواب دل کندم، تنم برهنه بود و نیلسو هم مانند من برهنه در آغوشم در خوابی عمیق بود.....
دیشب خیلی اذیتش کردم ، سرمو توی موهاش فرو کردم و بوی موهای ابریشم جنسش رو در ریه هایم نفس کشیدم.......
زیر گوشش لب زدم
_ببخشید فسقل من ، زیادی اذیتت کردم....
روی لاله ی گوشش بوسه ای زدم و گره دست هامو از دور کمرش باز کردم ، بلند شدم و وارد حموم شدم و حمومی درست حسابی گرفتم ، بیرون آمدم و باکسر پام کردم با همون مو و تن خیس وارد اشپز خونه شدم.
صبحونه ای مجلل و بی نظیر درست کردم ، روی میز شربت پرتقال ، نیمرو ، کورسان، و یه مسکل برا محض اعتیاد که اگر دلش میکرد بخوره چیده مان کردم....
صبحونه حاضر بود به اتاق رفتم و روی تخت نشستم...
_خانومم بلندشو آفتاب درآمده کوالا کوچولو برخیز...
هوم زیر لبی زمزمه کرد و آروم پلک هاشو باز کرد...
کمی بهم زل زد که یاده دیشب افتاد و هینی کشید ، پتو رو روی تنش انداخت
+ما دیشب؟
نتونست کامل بگه پتو رو از روی تنش کشیدم کنار و اخمی کردم ...
_ اوهوم...از من خجالت نکش بچه من شوهرتم میفهمی؟ تو زنمی لعنتی با زنم خوابیدم نه زن دیگه ای
چشمای اغواگر سبز ابیشو با نگاهی ترسیده بهم دوخت
+یعنی الان من زنتم؟اونم واقعی؟
پوزخندی زدم و دستمو روی گونش گذاشتم
_اوهوم زنمی ، زن جئون جونگ....جئون نیلسو..
خنده ای کرد
_میرم بیرون لباس بپوش بیاصبحونه
باشه ای گفت و بلند شد منم از اتاق رفتم بیرون، کمی بعد صدای قدم هایی با آخ گفتن های نیلسو از پله آمد یه زور و سختی خودشو به صندلی رسوند و نشست
_چرا اردکی راه میری زن؟
سعی کردم خودمو کنترل کنم که نخندم شاهکار خودم بود...
اخمی کرد و با بغضی سنگین لب زد
+به جان لنا اگه بخندی طلاقت میدم کاملا جدیم..
دنیا رو باش یه الف بچه تهدیدم میکنه
_ به جان خواهرم کسی نمیتونه چیزی که مال منو رو ازم بگیره....مخصوصا زنمو حتی خودت
+لعنتی....ممنون بابت صبحونه
خواهشی زمزمه کردم
_مسکن رو بخور برات خوبه
باشه ای گفت و خورد بعد از مدتی صبحونه تموم شد و میز رو جمع کردم و نیلسو رفت حمام توی این تایم ناهار رو از رستوران سفارش دادم....
امشب شب خیلی سختی برای نیلسو و تهیونگه.....
شرط=۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
اسلاید دو لباس خونگی نیلسو💃🐣
- ۴۰.۷k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط