{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گل‌های پیراهنت نگاه می‌کنم.

به گل‌های پیراهنت نگاه می‌کنم.
به جریان آشفته موهایت،
و زمستان از خاطرم می‌رود!

بهار می‌آید.
خانه سبز می‌شود.
و سیاهی زمان، پشت در می‌ماند...!

تو را چنین می‌خواهم.
می دانم،
در آغوشت سبز خواهم ماند!
و عطر گل‌های تنت،
زنبورها را دیوانه خواهد کرد.

پنجره را باز باید کرد،
تا در شعاع حضورت
عشق جوانه بزند...!
دیدگاه ها (۱)

🍂 و توهر جا و هر کجای جهان که باشیباز به رویاهای من بازخواهی...

دلخوش نشسته‌امکه شاید گذر کنی!لعنت به شایدی که مهیا نمی‌شود،...

تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی…

When you don't love yourself anymore, that's when you fail i...

آرام باش محبوب من درست می شود ...نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستا...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط