{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب زغم عشق تو من خواب ندارم

هر شب زغم عشق تو من خواب ندارم

فکر دل من کن که دگر تاب ندارم

بس گریه نمودم ز فراق غم عشقت

چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم
دیدگاه ها (۴)

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا و آن...

بدرقه می کرد با چشمانش هرآمد وُ شدی در خیابان و تنهای...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد ای کوهکنم ! نقش مرا برده ...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۸ شب، مه غلیظی جاده کوهستانی خارج از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط