{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۳

پارت۳

ویو ات

بعد از اینکه کوک این رو گفت ترسیدم بهش گفتم برو بیرون میخوام بخوابم


کوک:نمیرم فقط میخوابم


ات:فقط خواب


ویو کوک
تو ذهنم بود که وقتی یکم خوابش برد وارد عمل بشم


ویو ات داشت خوابم میبرد که دیدم کوک داره لباس...پایین میکشه


ات:یا کوک

ویو کوک

چون قبلش خودم در آورده بودم دست های ات رو گرفتم و وارد شدم


نویسنده:احساس همون لحظه کوک😏🤤


ویو ات

ناله های ریزی میکردم که دیدم کوک در آورد میخواستم حرف بزنم که کوک ل..ب هاش رو روی ل..ب های من کوبید




ویو کوک


ازش جدا شدم همونطوری خوابیدیم


صبح


ات :یااا جونکوکا کمرم درد میکنه یااا

کوک : عشقم برو یه دوش بگیر و بیا میخوایم امشب با دوستام برم بار


ویو ات

یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم یه لباس قرمز و جواهرات زیبایی انداختم و یه رژ قرمز زدم و موهام رو حالت دادم اومدم پایین


ویو کوک

ات اومد پایین خیلی زیبا شده بود ولی لباسش خیلی باز بود


کوک:خوشگل شدی ولی لباست خیلی بازه🙄


ات:خیلی بدی من با همینا میام


نویسنده:گشادیم میشه بنویسم خلاصه ات با کلی ور ور کوک رو راضی کرد با همون لباس ها بیاد


ویو ات:سوار ماشین شدیم خیلی ماشین شیکی بود رسیدیم بار...


سعی میکنم روز یک یا دو تا پارت بزارم لباس کوک و ات هم پست بعدی

بای🍓🍓☁️🍄
دیدگاه ها (۲)

لباس و جواهرات ات ❤💣

پارت ۴ویو ات رسیدیم بار خیلی مرد ها بودن مست کرده بودن من یک...

لباس خونگی ات🌈🌈

پارت ۲کوک:ببین هر چی بخوای هر کاری بخوای میکنم فقط از این عم...

part20 عشق پنهان《ویو ات》دیگه کامل حاضر شدم 《ویو جونگ کوک》کت ...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

اردو پارت ۱۱(ویو بعد فیلم)_ کم کم برو آماده شو هوم (سرش تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط