{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که خواستم از آخرین قفس بپرم

همین که خواستم از آخرین قفس بپرم
 رسید نامه ی سنگت چه ناگهان به پرم
 هنوز چشم به راهم که باز لطف کنی
هنوز منتظر نامه های سنگ ترم
 بهار آمد ماندم ، پرنده ها رفتند
 پرنده ها که بیایند راهی سفرم
 بلا که همیشه بد نیست راستی دیدی
 تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم
 من و تو ما شده بودیم اگر نفهمیدیم
 منم که می گذری یا تویی که می گذرم
دیدگاه ها (۷)

همین که خواستم از آخرین قفس بپرمرسید نامه ی سنگت چه ناگهان ب...

همین که خواستم از آخرین قفس بپرم رسید نامه ی سنگت چه ناگهان ...

همین که خواستم از آخرین قفس بپرم رسید نامه ی سنگت چه ناگهان ...

پرنده وار و پری گونه می پرم به برتبیا برای تو یک تکه آسمان ب...

پرنده وار و پری گونه می پری به برمبیا برای تو یک تکه آسمان ب...

نه سراغی، نه سلامی ، خبری می‌خواهم!قدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط