{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که دیدم کوک وایستاده و بهم مینگره

که دیدم کوک وایستاده و بهم مینگره
+جیغغغغغغغغ بیروننننن
-باشه باشه😈
ویو جونگکوک
-چه بدنی داشت ای کوک چی میگی خفه شو
+کوکی
-بله
+به این میگن در خب هر وقت اومدی باید بزنیشششششش
-باشه کوچولو جیغ جیغو
+یاااااا
-دختره چشم رنگی کیو دیدی بیوفته دنبال باباش (عصبانی الکی)
+خندید و سرشو انداخت پشتش(خودتون بفهمین دیگه عه من نمیدونم چطوری بگم)
ویو سولی
+انقدر خندیدم دلم درد گرفت

یک ماه بعد
-از حسم بهش مطمئن شدم ولی الان نمیگم باید به سن قانونی برسه اره
-سولی
+بله کوکی
-امشب خونه پدربزرگ دعوتیم اونجا پسر زیاد داره نزدیکشون نشو
+باشههه
-خب برو اماده شو
+اوکی
ویو سولی
+رفتم تو اتاقمو و یه لباس خوشگل پوشیدم و عطرمو زدم و یه ارایش ساده ولی کیوت کردمو و رفتم پایین
+من اومدم
-بریم🙂
+ارهههه 😛
-کیوت سوار شو
∆خب سوار شدن و رفتن خونه مادربزرگ که ...
دیدگاه ها (۳)

بچه ها من داخل اولین فرصت پارتارو میزارم چرا میرید خب یک روز...

که یجی رو دید چشماش ده درجه بزرگ شد+یجی&سولیییییی+ای خفه شدم...

تکپارتی خیلی کوتاه یونگی∆تو الان چهار ساله با یونگی ازدواج ...

پارت یک+سلام من مین سولیم خب من داخل پرورشگاه زندگی میکنم و ...

پارت دوفردا صبحسولی یا سر درد شدید بیدار شدم فهمیدم دیروز مس...

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط