پارت دو
پارت دو
فردا صبح
سولی
یا سر درد شدید بیدار شدم فهمیدم دیروز مست کردم رز اوردتم خونه ساعت ۱ بود ( راستی سولی خونه محردی داره و جدا از مامان باباش زندگی میکنه) وایی دیر شد زود بلند سدم رفتم حموم اومدم ب شلوار کارگو گشاد بای تیشرت مشکی گشاد پوشیدم با کتوتی مشکی و یه کیف کمری که از شونم انداختم موهامو باز گذاشتم چتریامو مرتب کردم برای ارایشم یه کانسیلر زدم بای تینت و یکم ریمل وسایلم رو برداشتم سوار موتورم شدم و سریع رفتم
بعد یه پنج دقیقه رسیدم و موتورو پارک کردم و رفتم داخل
جونگ کوک اونجا بود و با عصبانیت سرش تو گوشیش بود
سولی: اهم سلام
جونگ کوک: علیک یکم زود نیومدید چرا گوشیتو جواب نمیدی
سولی: ببخشید من دیروز مست کردم خواب موندم و گوشیم مگه زنگ زدید
سولی گوشیو بر میداره و میسکالارو میبینه
سولی: اخ سایلنت بوده
کوک: پوف مهم نیست ولی خونت چه نزدیک به اینجا نباید دیر کنی از این به بعد
سولی: شما از کجا میدونید خونه ی من کجاست
کوک: دیروز خودم بردمت خونت
سولی:چی پس رز چی
کوک: رز خودش مست بود ادرس ترو داد رفت
سولی: ااا ممنونم
کوک: حالا اینارو ول کن برو لباس عوض کن بیا دیره
سولی: باشه
سولی
زود رفتم دالی رخت کن همون تاپ شلوارک دیروز رو پوشیدم موهامم بستم گوجه ای و رفتم برای تمرین
یک ساعت بعد
کوک: برو استراحت یه ربع دیگه باز بیا
سولی: باشه
کوک: سولی
سولی: بله
کوک: موتور میرونی
سولی: اره چطور
کوک: اخه بیرون پارکه برای اون میگم
سولی: اره بلدم میرونم
کوک: اهان خب دیگه بیا ادامه بدیم
دوساعت بعد
کوک: خب برای امروز کافیه من میرم خداحافظ
سولی
کوک رفت منم رقتم لبالاسمو عوض کردم رقتم خونه
چهار ماه بعد
کوک: خب بزو قزدا میبینمت
سولی: میشه من دیگه نیام دیگه بلدم
کوک: خب چرا نیای
سولی: اخه پدر مادرم اساس کشی کردن امریکا الان انجا تنهام و صاحب خونم بهم میگه برم یه خونه ی دیگه بعد من هم پول شما رو بدم. سرکارم میرم باید یه خونه پیدا کنم این چند وقت سر شلوغه من یه چند وقت دیگه بیام
کوک: خب باشه وایسا کارت چیه
سولی: تو کافه کار میکنم
کوک: تو کارت تو دفاع شخصی خوبه میخوای بیا بزای من کار کن
سولی: کارت چیه؟
کوک: مافیا
سولی: اهان البته ها من تو همه جی خوبم تو هک کردن تو دزدی تو دروغ گفتن تو بادیگارد بودن توو همه چی
کوک: تعجب نکردی
سولی: نه
کوک: اوکی خب میخوای بیای اگه بیای هم حقوق خوبی میگیری هم دیگه نیاز نیست دنبال خونه بگردی تو خونه ی خودم زندگی میکنی
سولی: باشه از کی بیام
کوک: فردا صبح ساعت11 بیا
سولی: باشه ادرس
کوک: میفرستم
سولی: باشه من دیگه میرم باییی
کوک
سولی رفت قردا میاد خونم بمونه برام کار کنه تو دلم غوغا بود نمیدونم چرا پوفففف منم دلم خوشه ها برم به کارام برسم بخاطر کلاس بوکس سولی کارای مافیاییم بهم ریخته
فردا صبح
فردا صبح
سولی
یا سر درد شدید بیدار شدم فهمیدم دیروز مست کردم رز اوردتم خونه ساعت ۱ بود ( راستی سولی خونه محردی داره و جدا از مامان باباش زندگی میکنه) وایی دیر شد زود بلند سدم رفتم حموم اومدم ب شلوار کارگو گشاد بای تیشرت مشکی گشاد پوشیدم با کتوتی مشکی و یه کیف کمری که از شونم انداختم موهامو باز گذاشتم چتریامو مرتب کردم برای ارایشم یه کانسیلر زدم بای تینت و یکم ریمل وسایلم رو برداشتم سوار موتورم شدم و سریع رفتم
بعد یه پنج دقیقه رسیدم و موتورو پارک کردم و رفتم داخل
جونگ کوک اونجا بود و با عصبانیت سرش تو گوشیش بود
سولی: اهم سلام
جونگ کوک: علیک یکم زود نیومدید چرا گوشیتو جواب نمیدی
سولی: ببخشید من دیروز مست کردم خواب موندم و گوشیم مگه زنگ زدید
سولی گوشیو بر میداره و میسکالارو میبینه
سولی: اخ سایلنت بوده
کوک: پوف مهم نیست ولی خونت چه نزدیک به اینجا نباید دیر کنی از این به بعد
سولی: شما از کجا میدونید خونه ی من کجاست
کوک: دیروز خودم بردمت خونت
سولی:چی پس رز چی
کوک: رز خودش مست بود ادرس ترو داد رفت
سولی: ااا ممنونم
کوک: حالا اینارو ول کن برو لباس عوض کن بیا دیره
سولی: باشه
سولی
زود رفتم دالی رخت کن همون تاپ شلوارک دیروز رو پوشیدم موهامم بستم گوجه ای و رفتم برای تمرین
یک ساعت بعد
کوک: برو استراحت یه ربع دیگه باز بیا
سولی: باشه
کوک: سولی
سولی: بله
کوک: موتور میرونی
سولی: اره چطور
کوک: اخه بیرون پارکه برای اون میگم
سولی: اره بلدم میرونم
کوک: اهان خب دیگه بیا ادامه بدیم
دوساعت بعد
کوک: خب برای امروز کافیه من میرم خداحافظ
سولی
کوک رفت منم رقتم لبالاسمو عوض کردم رقتم خونه
چهار ماه بعد
کوک: خب بزو قزدا میبینمت
سولی: میشه من دیگه نیام دیگه بلدم
کوک: خب چرا نیای
سولی: اخه پدر مادرم اساس کشی کردن امریکا الان انجا تنهام و صاحب خونم بهم میگه برم یه خونه ی دیگه بعد من هم پول شما رو بدم. سرکارم میرم باید یه خونه پیدا کنم این چند وقت سر شلوغه من یه چند وقت دیگه بیام
کوک: خب باشه وایسا کارت چیه
سولی: تو کافه کار میکنم
کوک: تو کارت تو دفاع شخصی خوبه میخوای بیا بزای من کار کن
سولی: کارت چیه؟
کوک: مافیا
سولی: اهان البته ها من تو همه جی خوبم تو هک کردن تو دزدی تو دروغ گفتن تو بادیگارد بودن توو همه چی
کوک: تعجب نکردی
سولی: نه
کوک: اوکی خب میخوای بیای اگه بیای هم حقوق خوبی میگیری هم دیگه نیاز نیست دنبال خونه بگردی تو خونه ی خودم زندگی میکنی
سولی: باشه از کی بیام
کوک: فردا صبح ساعت11 بیا
سولی: باشه ادرس
کوک: میفرستم
سولی: باشه من دیگه میرم باییی
کوک
سولی رفت قردا میاد خونم بمونه برام کار کنه تو دلم غوغا بود نمیدونم چرا پوفففف منم دلم خوشه ها برم به کارام برسم بخاطر کلاس بوکس سولی کارای مافیاییم بهم ریخته
فردا صبح
- ۴۱.۰k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط