{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:(2)

ویو ا/ت دیدم آلارم گوشیم زنگ میخوره و بیدار شدم چشم بندمو برداشت درست همجارو کامل نمیدیدم یکم چشامو مالوندم دیدم پیشی نیس کنارم رفتم پایین دیدم نیس خواستم برم اشپز خونه یهو یه پسر رو دیدم که صدام کرد....

پسره:سلام ا/ت

ا/ت:یاخدا (جیغ)تو کدوم خری هستی از خونم برو بیرون با پیشیم چیکار کردی(داد و جیغ)

پسره:اسمم یونگیه و اروم باش من گربتم

ا/ت:برو بابا ایسگا کردی

یونگی:نه باور کن من گربتم ولی یه گربه یه انسان ینی ترکیبی

ا/ت:پشماممم

یونگی:راسی خیلی دختر خوشگلی هسی

ا/ت:استغرلا خدایا دیوونه شدم یه گربه اومده خونم بعد صب پا میشم میبینم انسانه بعد الان میگه خوشگلمممم

یونگی:اروم باش دانشگات دیر نشه برات صبحونه اماده کردم بخور لباس بپوش ببرمت دانشگاه

ا/ت: خدایا چیمیگیییی حیف دیرم شده میره میخوره اماده میشه عکسشو میزارم....

یونگی:خب منم البته باهات تویه دانشگاهم

ا/ت:ها؟

یونگی:من جادو بلدم و خیلی مجانی و راحت میام تویه دانشگاه مثلا دانش اموز جدیدم

ا/ت:وایی پشمام باشه بریم....

ویو مدرسه:::
مدیر:خوش اومدی پسرم با یکی از معلم بعد برو کلاس وقتی زنگ خورد

یونگی:سلام ممنون چشم ا/ت تو برو...

ا/ت:اوکی مراقب خودت باش پیشی چیز ینی یونگی(بعدشم رف)

استاد وارد شد با یونگی
استاد:بچها دانش اموز جدیدمونه انتقالیه

دانش اموزا صدا پچ پچ شون:وایی چه کراشه باید به خودمون نزدیکش کنیم

استاد:اقایه مین کنار کی میشینی؟

یونگی:کنار ا/ت

استاد:اسمشو میدونی؟

یونگی:اره

نشست کنارش

همینجوری معلمشون درس میداد تا اینکه زنگ خورد تکالیفو گفتو رفت.

(دانش اموزایه دختر حجوم اوردن سمت یونگی و ا/ت)

یکی ازونا:تو سینگلی یونگی چقدر جذابی

ا/ت:یکم خونم جوش اومده بود[تو دلش]

یونگی:نه من گرل فرند دارم

یکی دیگه از دخترا:گرل فرندت کیه

یونگی:این خانوم خوشگل

ا/ت:م..من؟(با تعجب)

یونگی:(چشمک زد بهش )اره تو

ا/ت:اوهوم(اروم گف) اره من گرل فرندشم و اینم بوی فرندمه کاری داشتین در خدمتیم

یکی از دانش اموزا:نه کاری نداشتیم بریم دخترا( با حرس)

یونگی:ازین به بعد من دوس پسرتم

ا/ت:جدی میگی؟

یونگی:نه

ا/ت:مسخره چقدر امروز عجیبه من چطوری انقدر ریلکسم و قبول کردم بوی فرندم باشی ولی از حق نگذریم کراشیا

یونگی:توهم کراشی خانم خوشگله

ا/ت:ممنون من یدقه میرم حیاط دبل یو سی الان میام

یونگی:اوکی برو

ویو ا/ت: رفتم داشتم میومدم تویه راهرو بودم یهو چند تا پسر دورم گرد شدن...

یکیشون:خوشگله برا من میشی

ا/ت:زر مفت نزن برو


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Part:(3)اون یکی شون:خب خب من رئیس اینام و من میگم چیکار کنن ...

Part:(4)یهو صحنه کیس دار میشه(میدونم حداقل تویه یه فیک خوندی...

Part:(1)ویو ا/ت:امروز تولدمه و جین گفته برام یه سورپرایز دار...

{MY CAT SUGA}{گربه یِ من شوگا}______________________________...

خون آشام پنهان ۱۷

سناریو توکیو ریونجرز▪p1روز اول مدرسه▪٭توضیح ا/ت یه دانش اموز...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط