قلب تپنده پارت

قلب تپنده پارت ۴
از زبان ات
یه لحظه رفتم اون طرف تا عروسکایی که می‌فروختن رو ببینم وقتی برگشتم دیدم کوک روی زمین افتاده کمک خواستم و به آقای جئون و داداشاش زنگیدم اونا اومدن و بردنش خونه
توی خونه بودیم وقتی باباش اومد پایین پرسیدم
_حالش خوب میشه
/آره عزیزم نگران نباش
_همش تقصیر من بود ببخشید
/نه عزیزم خیلی خوشحال شدم دیدمت شام آمادست نمیخواین بیاین بخوریم
جیسو:نه ممنون ما بهتره برگردیم
/خیلی خب به راننده میگم برسوننتون فردا یکی از بچه ها رو میفرستم دنبال ات باشه؟
_ببخشید ولی من نمیخام
جیسو:ات ما با هم حرف زدیم
/اشکالی نداره دخترم ۱ ماه بیا خونمون اگه دوست نداشتی میتونی برگردی
_باشه پس
جیسو:شبتون بخیر خدافظ
/خدافظ
_آقای جئون اومد جلو و پیشونیمو بوسید و گفت
/از دست کوک ناراحت نباش کم کم عادت میکنه
_نه ناراحت نیستم(مث سگ دروغ میگم)
پرش زمانی به موقعی که تو پرورشگاه هستن
جیسو:ات وسایلت رو جمع کن فردا باید بری اونجا
_خیلی خب باشه
_وسایلم هرچند خیلی کم بود رو جمع کردم و رفتم روی تخت و خوابیدم و چشامو بستم
(فردا تعطیله دانشگاه نداره)
صبح پاشدم ساعت ۸ صبح بود کارای لازم رو انجام دادم و یه لباس ساده پوشیدم(عکسشو گذاشتم)و رفتم پایین جیسو منتظرم بود
از زبان کوک
صبح که پاشدم بابام بهم گفت با بچه ها بریم دنبال ات اصلا خوشم نمیومد برم دنبالش ولی خو بابام اینطور میخواست
سوار ماشین شدیم
÷من از خواهر کوچولوی جدیدمون خوشم میاد
+من که اصلا
×نظری ندارم
+تو همیشه نظری نداری این طبیعیه
×خداروشکر میدونی جناب
+رسیدیم دم پرورشگاه دیدم داره با بقیه خداحافظی میکنه ته گف
÷حتی با ساده ترین لباس هم خوشگله
×تو که اینهمه دوست دختر داری کنجکاوم بدونم آخر سر با کدومشون ازدواج میکنی
÷انتخاب سخته
+چرا نمیاد دیگه ایش شیبال
÷داره میاد
از زبان ات
دیدم یه ماشین مشکی لوکس که خوشم نمیومد دم در پرورشگاه بود رفتم سوار شم و رفتم سمت صندلی عقب که کوک شیشه ماشن رو داد پایین
+بیا جلو بشین
_بمیرمم نمیام
+بمیر چه بهتر
÷کوچولو این پشت جا نی توصیه میکنم بری جلو بشینی
_رفتم سمت صندلی جلویی و هرچی در و میخواستم باز کنم قفل بود
_میشه درو باز کنی
+نه خودت خواستی بری صندلی عقب بشینی(با نیشخند)
_اصلا نمیخام سوار شم من قهرم میدونستم بخاطر باباش قهرم نقطه ضعفشه😈
+در بازه سوار شو
_نمیخاممممم
+هرچی دوست داری میخرم سوار شو
_زارت...باشه😇
÷چه صحنه عاشقانه ای
×کرم نریز انقد
+روانی تا نزدمت ببند
÷حقیقت تلخ است
_ساکت شید دیگه یه آهنگ بزار حوصلم سر رفت(ماشین درحال حرکت بود)
+حوصله آهنگ ندارم
_بزاررر
_یه آهنگ مزخرف گذاشت ولی خوب بود
وقتی رسیدیم عمارت
همه پیاده شدن ولی جونگکوک هنوز بود هرچی کمربندمو ور رفتم نتونستم باز کنم
_میشه کمربند مزخرف ماشینتو باز کنییی
+باشه وایسا
_یه لحظه زیادی نزدیکم شد بوی عطرشم خیلی تند بود برام کمربند هرکاری کرد نتونست باز کنه🤣🤣
_چیه زور نداری بازش کنی
+ساکت شو جوجههه
_جیمین هیونگگگ بیا کمربند ماشینو باز کن
+خودم می‌تونم...
از زبان کوک
عصابم بهم ریخت تا اینکه....
.‌..ادامه دارد..
شرط: ۱۵ لایک و ۵ بازنشر
دیدگاه ها (۱۰)

😁😁

قلب تپنده پارت ۳از زبان ات_وقتی سه تاشون اومدن پایین دلم هُر...

playmate_p45

ارباب مرگبار من : پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط