{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪاش میدانستم چہ

ڪاش میدانستم چہ
ڪسی سرنوشـتم
رابافت....
آنوقت به او
میگفتم..یقـــہ را تنگ
بافته اے...آنقـــدرتنگ
ڪه...بغــض هایـم
رانمیتوانم فرو دهـم...
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۷)

حباب ها را دوست دارم .با تو ،با خودشان ،با دنیای رنگی آدمها ...

صداقت؟......یادش گرامی.....غیرت؟به احترامش یک لحظه سکوت...مع...

ای فلک من را نمیزادی اجاقت کور بود؟من که خود راضی به این خلق...

🌹 طناب را به گردنم انداختند🌹 گفتند : آخرین آرزویت ؟🌹 گفتم : ...

دلم برایت تنگ شدهبه اندازه یک عمربه اندازه یک عالمه بغضو به ...

راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیده‌ا...

*Childhood love*part:1ساعت 5:30 صبح هنوز هوا کمی تاریک بود خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط